بیشتر کودکان قصهها را دوست دارند؛ اما وقتی داستان دربارهی خودشان باشد، ماجرا شکل دیگری پیدا میکند. تصور کنید کودک داستانی را میشنود که شخصیت اصلی آن همنام اوست، علایقی شبیه او دارد، از چیزهایی میترسد که او میترسد و در طول داستان با مسئلهای روبهرو میشود که برای خودش هم آشناست. در چنین شرایطی، قصه دیگر فقط چیزی نیست که کودک آن را میشنود؛ بلکه تبدیل به تجربهای میشود که میتواند خودش را درون آن ببیند.
چرا کودکان با قصههای شخصی ارتباط بیشتری برقرار میکنند؟
کودک هنگام شنیدن داستان معمولاً تلاش میکند خودش را جای شخصیتهای آن بگذارد. هرچه شخصیت داستان به دنیای کودک نزدیکتر باشد، این ارتباط سادهتر اتفاق میافتد. وقتی نام، سن، علاقهها یا حتی بعضی از ویژگیهای رفتاری کودک وارد داستان میشوند، توجه او بیشتر جلب میشود و ماجرای قصه برایش واقعیتر به نظر میرسد.
برای مثال، کودکی که عاشق دایناسورهاست ممکن است با داستان پسری که همراه یک دایناسور کوچک وارد ماجرایی هیجانانگیز میشود، بسیار بیشتر از یک داستان عمومی ارتباط برقرار کند. اگر همان شخصیت نام خود کودک را هم داشته باشد، قصه میتواند به بخشی از دنیای شخصی او تبدیل شود.
هر کودک دنیای مخصوص خودش را دارد
دو کودک همسن ممکن است علایق، نگرانیها و شخصیت کاملاً متفاوتی داشته باشند. یکی عاشق حیوانات باشد و دیگری ماشینها. یکی از تاریکی بترسد و دیگری برای رفتن به مهدکودک اضطراب داشته باشد. حتی شیوهای که کودکان با یک مسئله روبهرو میشوند نیز با یکدیگر متفاوت است.
به همین دلیل، یک داستان واحد لزوماً برای همهی کودکان اثر یکسانی ندارد. قصهای که بر اساس ویژگیها و دنیای خود کودک ساخته شده باشد، میتواند به موضوعاتی نزدیک شود که در همان مقطع از زندگی برای او اهمیت بیشتری دارند.
قصه میتواند به والدین برای صحبت دربارهی موضوعات دشوار کمک کند
گاهی والدین میخواهند دربارهی موضوعی با کودک صحبت کنند، اما نمیدانند چگونه آن را مطرح کنند. ترس، حسادت، خجالت، عصبانیت، ورود خواهر یا برادر جدید به خانواده، دوست پیدا کردن یا حتی قبول کردن شکست، موضوعاتی هستند که صحبت مستقیم دربارهی آنها همیشه آسان نیست.
داستان میتواند فضای امنتری برای این گفتوگو ایجاد کند. به جای اینکه مستقیم به کودک بگوییم «تو نباید این کار را انجام بدهی»، میتوانیم ماجرای شخصیتی را تعریف کنیم که با همان مسئله روبهرو شده است. کودک بدون آنکه احساس کند مورد قضاوت یا نصیحت قرار گرفته، نتیجهی انتخابهای شخصیت داستان را میبیند و دربارهی آن فکر میکند.
قصههای شخصی میتوانند خاطره بسازند
ارزش یک داستان فقط در چیزی که کودک از آن یاد میگیرد خلاصه نمیشود. قصه میتواند تبدیل به بخشی از خاطرات دوران کودکی شود؛ مخصوصاً وقتی کودک احساس کند آن داستان فقط برای خودش ساخته شده است.
ممکن است سالها بعد کودک جزئیات همهی داستانها را به خاطر نیاورد، اما احتمالاً یادش خواهد ماند که زمانی قهرمان داستانی بوده که پدر یا مادرش برای او میخواندهاند. چنین تجربهای میتواند احساس ارزشمند بودن و دیده شدن را در کودک تقویت کند.
قصهخونه؛ قصهای که از دنیای کودک شما شروع میشود
ایدهی اصلی قصهخونه از همینجا میآید: هر کودک دنیای خودش را دارد و قصهی او هم میتواند مخصوص خودش باشد.
در قصهخونه، قرار نیست فقط مجموعهای از داستانهای آماده در اختیار کودک قرار بگیرد. هدف این است که والدین بتوانند ویژگیهای کودک خود را وارد قصه کنند؛ از نام و سن گرفته تا علایق، شخصیتها و موضوعاتی که در آن مقطع برای خانواده اهمیت دارند.
نتیجه میتواند داستانی باشد که کودک هنگام شنیدنش بارها بپرسد: «یعنی این منم؟»
و شاید همین سؤال ساده یکی از زیباترین تفاوتهای یک قصهی معمولی با قصهای باشد که واقعاً برای یک کودک ساخته شده است.
